تبليغاتX
::.::شیر مرغ تا جون آدمیزاد::.::

::.::شیر مرغ تا جون آدمیزاد::.::

تقدیم به گلم- شقایق -

هوالمحبوب

سلام چند وقته که نمیام شرمنده . امیدوارم که حال همتون خوب بوده باشه و در سلامتی کامل به سر ببرید . خوب به هر حال مشکلات زندگی زیاده و بخاطر جنگیدن با اونها آدم باید از بعضی تفریحهای خودش بزنه تا به مسائل اصلی زندگیش برسه . ولی به هر حال واسه اینکه حالتون عوض بشه و دوری منو فراموش کنین چند تا جک براتون میزارم تا بعد .

خلاصه از همتون درخواست دعا دارم و از خدا آرزوی خوشبختی برای همه انسانهای روی کره زمین .

خوش بگذره

جکها در ادامه مطلب ...

یا حق


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

 

 

و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز

وای بر من گر تو آن گمکرده ام باشی . وای بر من

...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هو المحبوب

سلام گفته بودم ۱۲ تا دیگه تست خود شناسی میزارم . اینم ۱۲ تا دیگه .

واسه خوندنشون به ادامه مطلب مراجعه کنید .

میگم میشه نظرم داد ها . بد نیست نظر بدید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

سلام

سال نو مبارک

 

صد سال به از این سالهای پوچ گذشته واستون

آرزو میکنم .

بعد از صدها سال بازم سلام میکنم به همتون . امیدوارم که حال همگی خوب باشه

من بازم برگشتم که بگم من عاشق زندگی هستم . عاشق همدمم ‌ هم نفسم

همه چیزم همه کسم همه دنیام همسرم شریکم *شقایقم* هستم .

شقایق جان گرچه تو کار اینترنت نیستی ولی از همینجا پیش همه بچه ها میگم

خخخخخخخیییییییییییییییللللللللللیییییییییییییی

دوستت دارم .

و ای کاش همه بتونن از دل عاشق بشن نه از چشم .

تا دیداری دوباره

فعلا خدا نگهدار

یا حق

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

 

سن ۱۴ سالگی : تازه توی این سن ، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی

سن ۱۵ سالگی : یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون بدشون میاد .

سن ۱۶ سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن ، تکنو می زنن ... حرف هم نمی زنن ... با راکت تنیس هم گیتار میزنن .

سن ۱۷ سالگی : یه کمی مثلا آدم میشن ...فقط شعرهاشون و بلند ، بلند می خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول می خوندن .

سن ۱۸ سالگی : هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش میشن ... آخ ، آخ ... آهنگ های داریوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه .

سن ۱۹ سالگی : دوست دارن ۱۰ تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز میشن ... ابی گوش میدن.

سن۲۰ سالگی :از همه شون رو دست می خورن ... ستار گوش میدن که نفهمن چی شده .

سن ۲۱ سالگی : زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن ... مثلا عاقل میشن .

سن ۲۲ سالگی : نه می فهمن که زندگی همش عشقه .. دنبال یه آدم حسابی می گردن .

سن ۲۳ سالگی : یکی رو پیدا میکنن اما مرموز میشن ... دیدشون عوض میشه .

سن ۲۴ سالگی : نه ... اون با یه نفر دیگه هم دوسته ... اصلا لیاقت عشق منو نداشت .

سن ۲۵ سالگی : عشق سیخی چند ؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه ... حالا خوشکل هم باشه بد نیست .

سن ۲۶ سالگی : این یکی دیگه همونیه که همه عمر می خواستم ... افتخار میدین غلامتون باشم ؟

سن ۲۷ سالگی : آخیش .

سن ۲۸ سالگی : کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمیومدم .

نظر شما چیه ؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

منبع : www.khalvat.com

دخترها

توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

وقتي داشتيد من را در تابوت( مرگ) مي گذاشتيد وصيتي دارم وآن اين است: چشماي من را باز بگذاريد تا بدانند چشم انتظار از اين دنيا رفتم دستهاي من را به روي قلبم بگذاريد تا بدانند قلبم هميشه چشمهايم را اشک الود مي کرد و در حسرت شنيدن کلمه دوستت دارم سوخت در گوشهايم پنبه بگذاريد تا بدانند سخني از عشق و محبت و دوستي از اين دنيا به ارمغان نبردم لبهايم را روي همديگر قرار دهيد تا بدانند شکست را به جان خريدم ولي حرفي نزدم .

 

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

اینم از گالری عکسهای محمد رضا گلزار .

سام و نرگس

شام آخر

بالای شهر پایین شهر

زمانه

چشمان سیاه

بوتیک

زهر عسل

کما

امیدوارم حالشو ببرین

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

وقتی کسی نيست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شايد از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميکنه، اما سکوت شايد نتونه دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلی راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده ...

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

من عاشق هيچ كس نيستم. من عاشق غروبم. عاشق نشستن و خيره شدن به غروب. من عاشق ابرم كه هرچه شبنم از اوست. عاشق سنگ انداختن توي آب و گوش كردن به صداي دلنشين موج. من عاشق نشستن با دوستان پاك و عاشقم هستم. عاشق گوش كردن به دلاشان. عاشق خنده هاشان و ديوانگي هاشان. من عاشق چرخ و فلكم. عاشق نان و پنير و سبزي... آه كه چه حالي دارد. ميتونم عاشق بشم وقتي باران مي بارد. عاشق دلباختن با يك نگاهم. من عاشقم. عاشق بغض هاي خفته ام. عاشق بوسيدنم. عاشق گريستن در حضور دوستم. عاشق سكوت مرموز دل هاي شكسته ام. عاشق نگاه خيره به ديوارم. عاشق گم شدن و به اوج رسيدن در خيال هستم. من عاشق سادگي شعرهاي سهرابم و عاشق غناي حافظ. من عاشق صداي مادرم هستم. عاشق آرامشي كه به من مي بخشد. عاشق موسيقي ام. من عاشق نواختن هم هستم. و روزي من خواهم نواخت. غم هاي دلم را خواهم نواخت و شكستنش را به تار خوام كشيد. من عاشق لحظات غروبم و عاشق برگ زرد خزان. عاشق خش خش برگ ها زير پاي يك عاشق دل شكسته ام. شايد اين برگ ها هم تابع دل اوست!.... در آخر اينکه من همراه غروب عاشق مي شوم و همه طول شب را عاشق مي مانم. به سرزمين خيال مي روم و از عشق مي نويسم. از احساس خوب عاشق بودن. من عاشق اين احساسم..... فقط همين
یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

سلام میخوام یه حال دیگه بهتون بدم . اینم مصاحبه گلزار با مجه خانواده سبز .

    خانواده‌ سبز :به‌ عنوان‌ اولين‌ پرسش‌، سال‌ 83 بر شما چه‌طور گذشت‌؟
    گلزار: سال‌ خوبي‌ براي‌ من‌ بود; سالي‌ كه‌ درآن‌ چهار فيلم‌ كما، بوتيك‌، سيزده‌ گربه‌ روي‌شيرواني‌ و زهر عسل‌ را روي‌ اكران‌ داشتم‌ و اين‌فيلم‌ها جزو 10 فيلم‌ برتر سال‌ بود و به‌ فروش‌خوبي‌ دست‌ يافت‌.
    خانواده‌ سبز :خيلي‌ از خواننده‌هاي‌ ما با توجه‌ به‌گفتگوهاي‌ كم‌ شما در مطبوعات‌، دوست‌ دارندبدانند محمدرضا گلزار پيش‌ از اين‌ كه‌ وارد وادي‌هنر شود، چه‌ فعاليتي‌ داشت‌؟ به‌ خصوص‌ پيش‌ ازتشكيل‌ گروه‌ آريان‌، شغلش‌ چه‌ بود؟ و به‌ طور كلي‌زندگي‌ را چگونه‌ مي‌گذراند؟
    گلزار: پيش‌ از پيوستن‌ به‌ وادي‌ هنر، دانشجوبودم‌ و در كنار آن‌ تدريس‌ دروس‌ كنكور را انجام‌مي‌دادم‌. همچنين‌ گيتار هم‌ تدريس‌ مي‌كردم‌ امااز آنجا كه‌ تدريس‌ كنكور وقت‌ مرا مي‌گرفت‌،تدريس‌ گيتار را ادامه‌ ندادم‌ و تمام‌ فعاليت‌هاي‌من‌ به‌ اين‌ شكل‌ خلاصه‌ مي‌شد كه‌ البته‌ بايد به‌ورزش‌ هم‌ اشاره‌اي‌ داشته‌ باشم‌. از دوران‌طفوليت‌ هم‌ اسكي‌ و هم‌ واليبال‌ را به‌ شكل‌حرفه‌اي‌ ادامه‌ دادم‌.
    خانواده‌ سبز :از چند سالگي‌ به‌ آموختن‌ گيتار رو آورديد؟
    گلزار: چهارده‌ ساله‌ بودم‌ كه‌ نواختن‌ گيتار رافرا گرفتم‌.
    خانواده‌ سبز :تحصيلات‌ شما در چه‌ سطحي‌ است‌؟
    گلزار: ليسانس‌ مهندسي‌ مكانيك‌ هستم‌.
    خانواده‌ سبز :در كجا درس‌ خوانديد و چه‌ سالي‌فارغ‌التحصيل‌ شديد؟
    گلزار: در دانشگاه‌ آزاد تهران‌ جنوب‌، مكانيك‌خواندم‌، سال‌ 74 وارد دانشگاه‌ و سال‌ 79فارغ‌التحصيل‌ شدم‌.
    خانواده‌ سبز :چگونه‌ به‌ گروه‌ آريان‌ پيوستيد؟
    گلزار: من‌ با يكي‌ از اعضاي‌ گروه‌ از قبل‌ دوست‌بودم‌ و تصميم‌ گرفتيم‌ كه‌ گروهي‌ تشكيل‌ بدهيم‌.وي‌ هم‌ از سابق‌، با چند تن‌ از هنرمندان‌ آشنا بودو اين‌ شد كه‌ پس‌ از چندي‌ «آريان‌» متولد شد.
    خانواده‌ سبز :پس‌ از جدايي‌ شما از گروه‌ آريان‌، شايعات‌زيادي‌ در محافل‌ هنري‌ به‌ گوش‌ رسيد. دوست‌ داريم‌ كه‌ بدانيم‌دليل‌ اصلي‌ جدايي‌ شما از آريان‌ چه بوده است ؟
    گلزار: مشكلي‌ نداشتم‌; تنها دليل‌ جدايي‌ من‌ از«آريان‌» به‌خاطر مشغله‌ كاري‌ در سينما بود. دراين‌ زمان‌ پيشنهادهاي‌ زيادي‌ از سينما داشتم‌ وايفاي‌ نقش‌ در فيلم‌ها وقت‌ مرا به‌ شدت‌مي‌گرفت‌، از اين‌ رو تصميم‌ گرفتم‌ كه‌ از موسيقي‌فاصله‌ بگيرم‌.
    خانواده‌ سبز :و در حال‌ حاضر، در سينما به‌ دنبال‌ چه‌هستيد؟
    گلزار: مشخص‌ است‌. به‌ دنبال‌ پيشرفت‌ وارائه كارهاي‌ متفاوت‌ هستم‌; همان‌طور كه‌ تا حال‌ سعي‌كردم‌ در زندگي‌ ام‌، پله‌هاي‌ موفقيت‌ را يكي‌يكي‌طي‌ كنم‌.
    خانواده‌ سبز :در سال‌هاي‌ اخير، هنرمندان‌ و ورزشكاران‌زيادي‌ معروف‌ و مشهور شده‌اند، اما شهرت‌ شما به‌گونه‌اي‌ ديگر بوده‌، تا جايي‌ كه‌ دردسرهاي‌زيادي‌ به‌ دنبال‌ داشت‌. البته‌ اگر اجازه‌ بدهيدبگذاريد رك‌ بگويم‌، خيلي‌ها مي‌گويند كه‌ اين‌معروفيت‌ و شهرت‌ و شايعات‌، تنها به‌ خاطر خوش‌تيپي‌ شماست "نظر شما در اين خصوص چيست ؟
    گلزار: اگر اعتقاد دوستان‌ چنين‌ چيزي‌ است‌،من‌ خيلي‌ از اين‌ ايده‌ ناراحت‌ نمي‌شوم‌، اما من‌ به‌دليل‌ اين‌ كه‌ فعاليت‌ در عرصه‌ هنر، سينما و تبليغات‌را همزمان‌ پيگيري‌ كردم‌، از اين‌ رو دردسرهاي‌موسيقي‌ و سينما را با خود دارم‌ و اولين‌ كسي‌ بودم‌كه‌ بيلبوردهاي‌ تبليغاتي‌ام‌ در خيابان‌هاي‌ شهر به‌بالا رفت‌; شايد به‌ همين‌ خاطر دردسرهايم‌ ازديگر هنرمندان‌ و ورزشكاران‌ بيشتر باشد.
    خانواده‌ سبز :و شما با اين‌ شهرت‌ مشكلي‌ نداريد؟
    گلزار: چون‌كه‌ ارتباط تنگاتنگ‌ با مردم‌ دارم‌،نه‌; مشكلي‌ ندارم‌.
    خانواده‌ سبز :آيا باز هم‌ كار تبليغات‌ را همچنان‌ ادامه‌خواهيد داد؟
    گلزار: پيشنهادهاي‌ مختلفي‌ به‌ من‌ شده‌ كه‌ درحال‌ بررسي‌ هستم‌ كه‌ به‌ احتمال‌ زياد، يكي‌ راانتخاب‌ خواهم‌ كرد.
    خانواده‌ سبز :شما از محدود بازيگران‌ معروف‌ سينما بوديدكه‌ در مجموعه‌هاي‌ تلويزيوني‌ ايفاي‌ نقش‌نكرديد; مانند هديه‌ تهراني‌ و نيكي‌ كريمي‌. آياتاكنون‌ به‌ شما پيشنهاد تلويزيوني‌ شده‌ و اگر پاسخ‌مثبت‌ است‌، چرا بازي‌ نكرديد؟
    گلزار: پيشنهادهاي‌ زيادي‌ از تلويزيون‌ داشتم‌ ودارم‌، اما قبول‌ نكردم‌. اجازه‌ بدهيد بيشتر توضيح‌بدهم‌. خيلي‌ از دوستان‌ از تلويزيون‌ به‌ سينمارسيدند، اما من‌ كار هنري‌ام‌ را از سينما آغازكردم‌; البته‌ شايد بهتر باشد كه‌ بگويم‌ دليل‌ خاصي‌ندارد. شايد روزي‌ پيش‌ بيايد تا در يك‌ مجموعه‌تلويزيوني‌ هم‌ ايفاي‌ نقش‌ كنم‌.
    خانواده‌ سبز :معمولا فيلم‌هاي‌ شما، گيشه‌اي‌ بوده‌. فكرمي‌كنيد دليل‌ اين‌ پر فروش‌ بودن‌، حضورشماست‌ يا فيلم‌ نامه‌ و نقش‌ كارگردان‌ در فيلم‌؟
    گلزار: شايد به‌ دليل‌ اين‌ باشد كه‌ من‌ با مردم‌خيلي‌ راحت‌ ارتباط برقرار مي‌كنم‌ يا فكر من‌ به‌مردم‌ و علاقه‌مندان‌ به‌ سينما نزديك‌تر است‌.
    خانواده‌ سبز :براي‌ مثال‌ فكر مي‌كنيد، اگر شما در فيلم‌«كما» حضور نداشتيد، اين‌ فيلم‌ به‌ چنين‌ فروشي‌دست‌ پيدا مي‌كرد؟
    گلزار: البته‌; «كما» فيلم‌ خاصي‌ بود كه‌ من‌ به‌فيلم‌نامه‌اش‌ بسيار علاقه‌ داشتم‌; تا جايي‌ كه‌ بازي‌در فيلم‌ كيميايي‌ را قبول‌ نكردم‌. من‌ با وي‌ وهدايت‌ فيلم‌ قراردادي‌ داشتم‌ كه‌ بايد همزمان‌ درسربازان‌ جمعه‌ هم‌ بازي‌ مي‌كردم‌ و سرانجام‌ بازي‌در «كما» را قبول‌ و قرارداد سربازان‌ جمعه‌ را لغوكردم‌.
    خانواده‌ سبز :پس‌ منظورتان‌ اين‌ است‌ كه‌ فروش‌ فيلم‌ به‌يك‌ فيلم‌ نامه‌ قوي‌ برمي‌گردد؟
    گلزار: البته‌ خود بازيگر هم‌ نقش‌ دارد، اما اگرفيلم‌نامه‌ و كارگرداني‌ ضعيف‌ باشد و كارگردان‌نتواند از بازيگر خود، بازي‌ بگيرد، فايده‌اي‌ندارد. پس‌ اصلي‌ترين‌ نقش‌ را در فروش‌ يك‌فيلم‌، فيلم‌نامه‌ قوي‌ و كارگردان‌ ايفا مي‌كند.
    خانواده‌ سبز :روزي‌ نيست‌ كه‌ مطبوعات‌ در رابطه‌ با«محمدرضا گلزار» مطلبي‌ ننويسند، كه‌ البته‌ بيشترآنها شايعه‌ است‌. از طرفي‌ مي‌بينيم‌ كه‌ شما به‌مطبوعات‌ بي‌اعتماد هستيد و معمولا در قبال‌شايعات‌، سكوت‌ اختيار مي‌كنيد. فكر نمي‌كنيد كه‌اين‌ سكوت‌، بيشتر به‌ ضرر شما تمام‌ مي‌شود؟ بهترنيست‌ كه‌ يك‌ نشريه‌ را انتخاب‌ كنيد وحرف‌هاي‌تان‌ را در آن‌ نشريه‌ طرح كنيد ؟ ازطرفي‌ بيشتر خبرنگاراني‌ كه‌ مايلند با شما صحبت‌كنند، متفق‌القول‌ مي‌گويند: گلزار «كلاس‌»مي‌گذارد; آيا شما با اين‌ ديدگاه‌ موافقيد؟
    گلزار: ببينيد، ارتباط با مطبوعات‌ و ارتباط بامردم‌، دو ارتباط متفاوت‌ است‌. من‌ شخصا عاشق‌مردم‌ كشورم‌ هستم‌ و به‌ آنان‌ عشق‌ مي‌ورزم‌ وآنهايي‌ كه‌ شاهد برخورد من‌ با مردم‌ بودند،مي‌توانند قضاوت‌ كنند و به‌ قول‌ شما اهل‌ «كلاس‌گذاشتن‌» نيستم‌، اما هستند تعدادي‌ از نشريات‌ كه‌براي‌ فروش‌ بيشتر، دست‌ به‌ هر كاري‌ مي‌زنند.
    خانواده‌ سبز :شايد به همين خاطر است كه بارها شاهد بوديم‌ كه‌ عكسي‌ از محمدرضاگلزار كه‌ مربوط به‌ صحنه‌ بازي‌ است‌، چاپ‌ و تيتري‌انتخاب‌ مي‌كنند كه‌ هيچ‌ ارتباطي‌ با شما ندارد !
    گلزار: كاملا درست‌ است‌. عكسي‌ از من‌ به‌ چاپ‌مي‌رسانند و تيتري‌ برروي‌ صفحه‌ اول‌ به‌ چشم‌مي‌خورد كه‌ هيچ‌ ارتباطي‌ به‌ من‌ ندارد و مربوطبه‌ شخص‌ ديگري‌ است‌ كه‌ درباره‌ وي‌ در صفحات‌داخلي‌، مطالبي‌ ‌ چاپ‌ مي كنند اين‌ دليل‌بي‌اعتمادي‌ام به بعضي از نشريات‌ است‌. شما اگر جاي‌ من‌بوديد، آيا بي‌اعتماد نمي‌شديد؟ به‌ همين‌ خاطر ازگفتگو با نشريات‌ دوري‌ مي‌كنم‌ از طرفي‌ مردم‌ ماهم‌ در حال‌ حاضر بسيار باهوش‌ هستند و به‌ نوشته‌هر نشريه‌اي‌ اعتماد نمي‌كنند و به‌ درستي‌ درباره‌من‌ قضاوت‌ مي‌كنند.
    
خانواده‌ سبز :اما مردم‌، به‌خصوص‌ طرفداران‌ شما، به‌ هرجهت‌ دوست‌ دارند كه‌ با شما در ارتباط باشند.اجازه‌ بدهيد واضح‌تر براي‌ شما بگويم‌. چندي‌پيش‌ يك‌ پسر 17 ساله‌ كه‌ از طرفداران‌ شما درسينما بود، از ميانكوه‌ اميديه‌ اهواز نامه‌اي‌ براي‌ مافرستاد و از ما خواست‌ كه‌ با شما مصاحبه‌اي‌ داشته‌باشيم‌. او دانه‌هاي‌ برنج‌ را رنگ‌ كرده‌ بود وبادانه‌هاي‌ برنج‌ چند بيت‌ شعر براي‌ شمانوشته‌ بود.آيا شما به‌ او حق‌ نمي‌دهيد كه‌ به‌ نحوي‌ با شماارتباط برقرار كند؟
    گلزار: علاقه‌مندان‌ به‌ راحتي‌ مي‌توانند ازاخبار مربوط به‌ من‌ مطلع‌ شوند. نشاني‌ سايت‌ من‌:
    WWW.MR Golzar.ir است‌. فكر كنم‌ درشرايط حاضر، اين‌ بهترين‌ راه‌ باشد.

    خانواده‌ سبز :آيا فكر نمي‌كنيد كه‌ اين‌ شايعات‌ عمدي‌، نشان از «حسادت‌» به‌ شما باشد؟
    گلزار: فكر نكنم‌ حسادت‌ باشد.(شايد هم‌ باشد)
    خانواده‌ سبز :بگذريم‌; براي‌ سال‌ 84 چه‌ برنامه‌هايي‌داريد؟
    گلزار: براي‌ سال‌ 84، يك‌ گروه‌ موسيقي‌ به‌ نام‌«هنرمندان‌» تشكيل‌ دادم‌ كه‌ در حال‌ حاضر تمام‌تمركز من‌، براي‌ كنسرت‌ و تهيه‌ آلبوم‌ است‌.
    خانواده‌ سبز :و چه‌ كساني‌ با شما همكاري‌ مي‌كنند؟
    گلزار: از اعضاي‌ اصلي‌ گروه‌ بايد به‌ امين‌حيايي‌ اشاره‌ كنم‌ كه‌ گيتار مي‌نوازد و مي‌خواند وحسام‌ نواب‌ صفوي‌ كه‌ پيانو مي‌نوازد.
    خانواده‌ سبز :و چند نفر اعضاي‌ اين‌ گروه‌ را تشكيل‌مي‌دهند؟
    گلزار: تا الان‌ كه‌ با شما صحبت‌ مي‌كنم‌، 9 نفرقطعي‌ شده‌اند.
    
    خانواده‌ سبز :مردم‌ مي‌توانند شاهد هنر نمايي‌ شما واعضاي‌ گروه‌ تان‌ باشند؟
    گلزار: به‌ اميد خدا. شعرها انتخاب‌، ترانه‌ آهنگ‌سازي‌ شده‌ و تنظيم‌ها هم‌ صورت‌ گرفته‌ است‌.
    خانواده‌ سبز :مي‌توانيد نام‌ آهنگساز آن‌ را براي‌مان‌بگوييد؟
    گلزار: اگر اجازه‌ بدهيد، بگذاريد سوپرايزباشد، اما در آينده‌اي‌ نزديك‌ به‌ طور كامل‌براي‌تان‌ توضيح‌ مي‌دهم‌.
    خانواده‌ سبز :كمي‌ مي‌خواهيم‌ در رابطه‌ با سفر به‌ آمريكابگوييد كه‌ حرف‌ و حديث‌هاي‌زيادي‌ براي‌ شما به‌دنبال‌ داشت‌. واقعا چه‌ اتفاقي‌ افتاد؟
    گلزار: من‌ براي‌ گردش‌ و تفريح‌ و اكران‌ فيلم‌«كما» به‌ آمريكا سفر كرده‌ بودم‌. تنها چيزي‌ كه‌مي‌توانم‌ در رابطه‌ با اين‌ پرسش‌ بگويم‌، اين‌ است‌كه‌ به‌خاطر عدم‌ همكاري‌ من‌ با يك‌ سري‌ ازآقايان‌، آن‌ حرف‌ها و حديث‌ها بوجود آمد.
    خانواده‌ سبز :شايد بايد اين‌ پرسش‌ را زودتر از شمامي‌پرسيديم‌، اما سمت‌ و سوي‌ گفتگو، چنين‌اجازه‌اي‌ را به‌ ما نداد. مي‌توانيد كمي‌ ازكودكي‌تان‌ براي‌مان‌ بگوييد؟ براي‌ مثال‌ در كجا به‌دنيا آمديد، چه‌ مدرسه‌اي‌ رفتيد؟ و بالاخره كمي‌ از خانواده‌تان براي‌مان‌ بگوييد.
    گلزار: من‌ در محله‌ انديشه‌ سهروردي‌ به‌ دنياآمدم‌. دوران‌ دبستان‌، راهنمايي‌ و دبيرستان‌ را درمدرسه‌ شهيد محمد منتظري‌ گذراندم‌. در دوران‌دبيرستان‌، سه‌ سال‌ رياضي‌ خواندم‌ و سال‌ آخربراي‌ شركت‌ در رشته‌ دندان‌ پزشكي‌، تغيير رشته‌دادم‌ و تجربي‌ خواندم‌... همان‌ سال‌ سوم‌دبيرستان‌ بودم‌ كه‌ مهندسي‌ مكانيك‌ قبول‌ شدم‌ وجايم‌ را رزرو كردم‌. سال‌ بعد دندان‌ پزشكي‌ قبول‌نشدم‌ و به‌ ناچار در رشته‌ مهندسي‌ مكانيك‌ ادامه‌تحصيل‌ دادم‌... من‌ فرزند سوم‌ خانواده‌ هستم‌،برادر بزرگم‌ فوق‌ ليسانس‌ عمران‌ و خواهر بزرگم‌متاهل‌ هستند و برادر كوچك‌ترم‌ «برديا» براي‌كنكور درس‌ مي‌خواند كه‌ البته‌ شايد در آينده‌اي‌نزديك‌ با برديا در يك‌ فيلم‌ بازي‌ كنيم‌. ازخصوصيات‌ بارز دوران‌ كودكي‌ اين‌ كه‌، خيلي‌ زوداسكي‌ را ياد گرفتم‌ و از آنجا كه‌ پدرم‌ سرپرست‌تيم‌ فوتبال‌ پاس‌ بود، واليبال‌ راخيلي‌ زود ازباشگاه‌ پاس‌ آغاز كردم‌.
    خانواده‌ سبز :پدرتان‌ ‌در چه‌ مقطعي‌ سرپرست‌ پاس‌ بود؟
    گلزار: پدرم‌، «پرويز گلزار» دونده‌ بود و دريك‌ مقطع‌ يك‌ ساله‌ در دهه‌ شصت‌، سرپرست‌باشگاه‌ پاس‌ بود.
    
خانواده‌ سبز :و از دوستان‌ كودكي‌ تان براي‌مان‌ چيزي‌نگفتيد؟
    گلزار: با بيشتر آنها ارتباط دارم‌; براي‌ مثال‌،دوست‌ عزيزم‌ «حميد ثاني‌» كه‌ حالا در كنار من‌نشسته‌ است‌.
    خانواده‌ سبز :يك‌ خبرنگار ايتاليايي‌ كه‌ به‌ ايران‌ آمده‌ بود،پس‌ از اين‌ كه‌ بيلبورد شما را در سطح‌ شهر تهران‌ديده‌ بود، پس‌ از بازگشت‌ به‌ ايتاليا گفته‌ بود كه‌«محمدرضا گلزار» شبيه‌ ايتاليايي‌هاست‌; شماشنيده‌ بوديد؟
    گلزار: (مي‌خندد)، دست‌شان‌ درد نكند، لطف‌داشتند
    خانواده‌ سبز :اگر اجازه‌ دهيد يك‌ پرسش‌ نسبتا سياسي‌;در انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ شركت‌ مي‌كنيد؟
    گلزار: بله‌، يك‌ وظيفه‌ ملي‌ است‌.
    خانواده‌ سبز :تا يادمان‌ نرفته‌، كمي‌ از تيم‌ واليبال‌هنرمندان‌ هم‌ براي‌مان‌ بگوييد؟
    گلزار: اين‌ تيم‌ را دو سال‌ است‌ كه‌ تشكيل‌داده‌ايم‌ و در سطح‌ كشور بازي‌هايي‌ برگزار كرديم‌كه‌ هزينه‌ بليت‌ فروشي‌ آن‌ تنها صرف‌ امور خيريه‌مي‌شود، كه‌ البته‌ جا دارد از شركت‌ «شيرآوران‌»هم‌ تشكر كنم‌ كه‌ اسپانسر اين‌ تيم‌ است‌ و هزينه‌رفت‌ و برگشت‌ و اياب‌ و ذهاب‌ تيم‌ به‌ شهرستان‌هارا اين‌ شركت‌ تقبل‌ مي‌كند.
    خانواده‌ سبز :اعضاي‌ تيم‌، قراردادي‌ براي‌ حضور در اين‌تيم‌ ندارند؟
    گلزار: اصلا و ابدا و تمام‌ اعضاي‌ تيم‌، تنها به‌خاطر كارهاي‌ خير دراين‌ تيم‌ عضويت‌ دارند.
    خانواده‌ سبز :از اعضاي‌ تيم‌ براي‌مان‌ بيشتر مي‌گوييد؟
    گلزار: ابتدا بايد از بهمن‌ سلطاني‌ كه‌ خود ازپيشكسوتان‌ اين‌ رشته‌ است‌، نام‌ ببرم‌ كه‌ مربي‌ اين‌تيم‌ است‌. امير طالبي‌ مدير اين‌ تيم‌ و مي‌توانم‌ به‌پويا اميني‌، حامد بهداد، بهزاد محمدي‌، علي‌صادقي‌، حسام‌ نواب‌ صفوي‌، فرهاد مهاديان‌،برديا و... اشاره‌ داشته‌ باشم‌.
    خانواده‌ سبز :از قشر بازيگران‌، با كدام‌ يك‌ بيشتر ارتباطداريد؟
    گلزار: امين‌ حيايي‌، حسام‌ نواب‌ صفوي‌، سام‌درخشاني‌، پويا اميني‌، بروز ارجمند، نيمافلاح‌ وفرهاد جواهر كلام‌.
    خانواده‌ سبز :از بچه‌هاي‌آريان‌ خبرداريد؟
    گلزار: بله‌، دورادور.
    خانواده‌ سبز :راستي‌ شنيديم‌ كه‌ استقلالي‌ هستيد; با توجه‌به‌ اين‌ كه‌ پدرتان‌ در پاس‌ حضور داشت‌.
   
 گلزار: الان‌ هم‌ طرفدار پاس‌ هستم‌ اما تيم‌استقلال‌ را هم‌ دوست‌ دارم‌ ولي‌ بيشتر از همه‌ تيم‌ملي‌ را دوست‌ دارم‌.
    خانواده‌ سبز :و در بين‌ تيم‌هاي‌ خارجي‌؟
    گلزار: بايرن‌ مونيخ‌ آلمان‌.
    خانواده‌ سبز :يك‌ خاطره‌ از فوتبال‌ براي‌مان‌ مي‌گوييد؟
    گلزار: زماني‌ كه‌ بچه‌ بودم‌، در تمرينات‌ تيم‌ پاس‌حضور داشتم‌. من‌ پشت‌ دروازه‌ پاس‌ نشسته‌ بودم‌.«جلال‌ بشرزاد» دروازه‌ بان‌ بود. نادرمحمدخاني‌شوتي‌ محكم‌ به‌ طرف‌ دروازه‌ او روانه‌ كرد، كه‌ اين‌توپ‌ با چنان‌ شدتي‌ به‌ من‌ برخورد كرد كه‌ بيهوش‌شدم‌. آن‌ زمان‌ 10 يا 11 ساله‌ بودم‌. اين‌ خاطره‌هيچ‌ وقت‌ يادم‌ نمي‌رود.
    خانواده‌ سبز :از بازيكنان‌ آن‌ زمان‌ پاس‌، اسامي‌اي‌ درذهن‌تان‌ مانده‌ است‌؟
    گلزار: بله‌، حميد استيلي‌، كوروش‌ لرستاني‌،احمد حاج‌ علي‌ گل‌، فيروز كريمي‌، جلال‌ بشرزاد،علي‌ اصغر مدير روستا.
    خانواده‌ سبز :به‌ تازگي‌ كدام‌ يك‌ از آنها را ديده‌ايد؟
    گلزار: حميد استيلي‌ و مدير روستا را ديدم‌.
    خانواده‌ سبز :آنها از دوران‌ بچگي‌ شما چيزي‌ به‌ ياددارند;زماني‌ كه‌ با پدر در تمرينات‌ تيم‌ پاس‌ شركت‌مي‌كرديد؟
    گلزار: فكر كنم‌ يادشان‌ باشد.
    خانواده‌ سبز :و از بهترين‌ خاطرات‌ سينمايي‌؟
    گلزار: ديدن‌ ايرج‌ قادري‌ در ساحل‌ شمال‌ كه‌پس‌ از آن‌ به‌ سينما راه‌ يافتم‌.
    خانواده‌ سبز :دوست‌ داريد روزي‌ كارگردان‌ شويد؟
    گلزار: بله‌، شايد در آينده‌ كارگردان‌ شدم‌;شايد... از حالا نمي‌توانم‌ چيزي‌ بگويم‌.
    خانواده‌ سبز :شعر مي‌گوييد يا فيلم‌نامه‌ مي‌نويسيد؟
    گلزار: در تغذيه‌ شعرها براي‌ گروه‌ همكاري‌كرده‌ام‌، اما تا حالا فيلم‌نامه‌ ننوشتم‌.
  
  خانواده‌ سبز :آهنگسازي‌ چه‌؟
    گلزار: براي‌ آلبوم‌ جديد، دو قطعه‌ ساختم‌.
    خانواده‌ سبز :نمي‌خواهيد با توجه‌ به‌ گفته‌هاي‌قبلي‌ شمادر اين‌ گفتگو، بيشتر در رابطه‌ با آلبوم‌تان‌ توضيح‌بدهيد؟
    گلزار: (لبخند مي‌زند) يك‌ آلبوم‌ با كلام‌ و يك‌آلبوم‌ بي‌كلام‌.
    خانواده‌ سبز :مي‌خواهيم‌ نظرتان‌ را در مورد مجله‌خانواده‌ سبز بدانيم‌؟
    گلزار: يك‌ نشريه‌ مردمي‌ با مطالب‌ متنوع‌ وبدور از جنجال‌ و پردازش‌ به‌ موضوع‌هاي‌مختلف‌ داخلي‌ و خارجي‌ كه‌ در نوع‌ خود زحمت‌زيادي‌ را مي‌طلبد. به‌ هرحال‌ شما مي‌دانيد من‌ ازانجام‌ گفتگوي‌ اختصاصي‌ در طي‌ سال‌هاي‌ اخيرپرهيز كردم‌، اما اين‌ حق‌ را براي‌ خوانندگان‌خانواده‌ سبز محفوظ دانستم‌ كه‌ با آنان‌ ارتباطبرقرار كنم‌; چرا كه‌ من‌ عاشق‌ مردم‌ و ايران‌ هستم‌.
    خانواده‌ سبز :و به‌ عنوان‌ آخرين‌ مطلب‌، اگر حرفي‌ براي‌مردم‌ داريد...
    گلزار: مردم‌ كشورم‌ را عاشقانه‌ دوست‌ دارم‌ ودليل‌ بازگشتم‌ به‌ ايران‌، فقط و فقط، مردم‌ وخانواده‌ام‌ بودند، من‌ عاشق‌ مردم‌ ايرانم‌.
     خانواده‌ سبز :من‌خودم‌ به‌ عنوان‌ مصاحبه‌ كننده‌، پيش‌ از اين‌ انتظارداشتم‌ كه‌ با يك‌ فرد مغرور مواجه‌ شوم‌ اما برخوردشما باعث‌ شد كه‌ چنين‌ ذهنيتي‌ را از خود دوركنم‌. از شما كه‌ چنين‌ وقتي‌ را به‌ ما داديد،سپاسگزارم‌.
    گلزار : من هم براي شما و خوانندگانتان آرزوي موفقيت مي كنم .
    

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

 

هوالمحبوب

خدایا خداوندا من در کلبه حقیر و ویرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری که من چون تویی دارم که تو چون خودی نداری .

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

مجنون بی لیلا منم

به مولا

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

Ba Arezooye 12 Mah Shadi , 52 Hafteh khandeh , 365 Roz Salamati , 8760 Saat Eshgh , 525600 Daghigheh Barekat , 3153000 Sanieh Doosti ( Sale No Mobarak )

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

سلام . ببخشید .من نتونستم بیام یه مدتی . حالم خیلی بد بود . ولی از حالا به بعد هر هفته سر میزنم . آقا از شما چه پنهون تلفن قطع شده منم مجبورم بیام کافی نت . حالا بگذریم . امیدوارم حال همتون خوب باشه . فردا میام و باز سر میزنم . دوستون دارم .

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

والنتاین مبارک 

روز والنتاین مبارک .ازتون میخوام که امروز کینه ها رو دور بریزید . و واسه ۱ روز که شده با عشق خالص زندگی کنید . من چند نکته مینویسم شاید به دردتون بخوره .

۱- بوسیدن یکی از مهمترین  مواردیه که میتونین به کسی که عاشقش هستین بگین که خیلی دوسش دارین.پس من از شما میخوام که در این روز هر لحظه ای رو که بدست آوردین دریغ نکنین و به مدت ۱۰ ثانیه اونو ببوسید .

هربار بوسیدن = بیشتر شدن عشق و محبت . بیشتر شدن شور و نشاط برای هر دو نفر و ................

۲- با وسایل خونه و خیلی ساده غافلگیرش کنید .

مثلاً یه دونه کانوای نخ بردارین و یه نوشته روی اون بزارین( مثلا دنبال این نخ رو بگیر و بیا)  بعد یه جا قایم بشین و منتظر بمونین . وقتی که دنبال اونو گرفت و اومد . شما از قبل کمی از کیکی رو که دوست داره آماده میکنین ومیذارین اونجا بعد یه نخ دیگه و دوباره از اونجا..........

۳- وقتی میدونین که مثلا ۲۰ دقیقه دیگه میاد خونه یه دونه مسیج بزنین و بگین که بی صبرانه منتظر اومدنشین.

۴- آقایون خیلی از غذا خوششون میاد . امروزو نذارین به دست خودش غذا بخوره . خودتون بهش غذا بدین .

من که کسی رو ندارم که این کار ها رو انجام بده ولی شما انجام بدین اگه ضرر کردین اون با من.

خوب دیگه من باید برم . نظر یادتون نره ها

بر گرفته از کتاب: معجزه عشق

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

 

زمانی فرا مي رسد که به عشق رسيده اي و زماني فرا مي رسد که به وراي عشق مي رسي .


زماني فرا مي رسد که پيوند مي يابي و از اين پيوند لذت مي بري ، و زماني خواهد رسيد که تنهايي و از زيبايي تنها بودن لذت مي بري .


آري هر چيز و هر زماني زيباست .


ايجاد پيوند يکي از بزرگترين موهبت هاي زندگي است : پيوند به معناي عشق ، به معناي تقسيم کردن است . اما پيش از آن که بتواني تقسيم کني ، بايد چيزي داشته باشي و پيش از آنکه بتواني عشق بورزي بايد سرشار از عشق باشي ، لبريز باشي .


گلي با گل ديگر مي تواند پيوند برقرار کند ، هر دو شکوفا شده اند ، مي توانند رايحه خود را به يکديگر هديه کنند ، هر دو زير يک آفتاب و با آهنگ يک نسيم مي رقصند ، مي توانند با هم سخن بگويند ، نجوا کنند .


اما براي دو دانه اين ممکن نيست . دانه ها کاملا بسته اند ، بي هيچ روزنه اي – چگونه مي توانند پيوند ايجاد کنند ؟ انسان چون دانه تولد يافته است ، مي تواند به گل فرا رويد ، يا همچنان دانه باقي بماند . تمام به تو بستگي دارد ، اينکه با خود چه خواهي کرد . انتخاب با توست – و هر لحظه با اين انتخاب بايد روبرو شوي ، هر لحظه بر سر دو راهي ها .

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

زندگی ذوق تبهای ماست

زندگی تا بود با احساس بود

زندگی کی بی حضور یاس بود

زندگی یک رشته از بوی گل است

زندگی تصنیف بغض بلبل است

زندگی بی گل ندارد اعتبار

زندگی را نیست بی شبنم بهار

زندگی جاری است تا به انتها

زندگی آبی است در رویای ما

زندگی رودی در دلتای عشق

میرود بی وقفه تا دریای عشق

زندگی عطر و سرود لحظه هاست

زندگی کشف شهود لحظه هاست

زندگی از چشم مردان تا ر نیست

زندگی در پنجه مرداب نیست

زندگی آرامش یک خواب نیست

زندگی فریاد بغضی در گلوست

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

هر وقت به مشکلی بر خوردی . به خدا نگو خدایا من یه مشکل بزرگ دارم .

به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم .

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

 

تولد تولدتولدم مبارك

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

تولدم مبارك!!!!!!!!!!!!!!!!!

هوالمحبوب

با عرض سلام خدمت هرچی عاشق . کارگر . معلم . دانشمند و ... که روی کره زمینه . برو بچ من امروز روزیه که به دنیا اومدم. (به قول ما تولدمه).آخ که چقدر هدیه گیرم اومده. از بس که این هدیه ها رو دارم میشمرم خوابم گرفته. در ضمن پیغام به بعضیا که هدیشون به دستم نرسید . آهههههههای اونی که هدیه فرستادی به دستم نرسیدا . خواستم فقط بدونی .بذگریم . دیگه زیادی نوشتم . فقط یه شعر دیگه مینویسم واستون و بعدم فعلا بای بای . همتونو خخخیییلللییی دوست دارم . یه دسته گل پر از محبت تقدیم به تو که الان اینجایی .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

گر ز آزردن من هست غرض مردن من

مردم آزار مکش در پی آزردن من

شعر از : وحشی بافقی

یا حق

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

خط موازی



منو تو مثل دوتا خط میمونیم

که توی دفتر مشق اسیر شدیم

نرسیدیم به هم و آخرشم

تو همین دفتر کهنه پیر شدیم

---

بی همو کنار هم روزا گذشت

دستای من نرسید به دست تو

میدونیم که ما به هم نمیرسیم

مگه با شکست من  شکست تو

---

ما به هم نمیرسیم

آخر بازی همینه

آخر عشق دوتا خط موازی همینه

---

اگه من بشکنم و تو بی خیال

بگذری از من و تنهام بذاری

اگه با تموم این خاطره ها

تو همین دفتر مشق جام بذاری

---

بعد اون دیگه نه من مال منه

نه تو تکیه گاه این شکسته ای

...عاشق بمونیم کنار هم

... از این نرسیدن خسته ایم

خواننده:راما

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت گمشدن بر نرمی عشق

زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق

رفتن آخر رسیدن بر در آبادی عشق

----------------------------------------------------

میتوان هر لحظه هر جا عاشق و دل داده بودن

پر غرور چون آبشاران بودن اما ساده بودن

---------------------------------------------------

میتوان در گریه ابر با خیال غنچه خوش بود

زایش آینده را در هر خزانی دید و آسود

--------------------------------------------------

واسه بعضیا

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

هوالمحبوب

باران رحمت الهی همیشه در حال بارش است خوش به سعادت کسانی که چاله های بیشتری حفر کرده باشن .

یا حق

نویسنده:احمدی

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

<<:.به نام یکتا کارگردان فیلم زندگی . :>>

همه بغضشون گرفته

چرا بارون نمی یاد

مجنون مُرد از غم دوری

چرا لیلی نمیاد

روی ماهِش کجا پنهون شده

اون رفته کجا

چرا از اون ور ابرا دیگه بیرون نمی یاد

نیتت رو واسه فال قهوه کردم

ولی حیف عکس چشمای قشنگِت

توی فنجون نمیاد

منو کشتی تو با اون خنجر دوریت عجبه

چرا از این دل دیونه یه کم خون نمی یاد

مگه تو بی خبری که موها مو پریشون میکنم

دل تو حتی واسه موهای پریشون نمی یاد

دلت از بس که سفیده و لطیفه مثل برف

از خجالت تو برفی تو زمستون نمیاد

تو دلم فقط یه بار مهمونی بود

تو اومدی

                                        درارو بستم از اون وقت

دیگه مهمون نمی یاد

صدای بارون قشنگه به شیشه که می خوره

اما با غم نجیب روی ناودون نمی یاد

دو سه بار واسَت نوشتم مثل اینه می مونی

تو،تو یه بار جواب ندادی چرا شمعدون نمیاد

عمری اسیرتم، اسیر اون چشمای ناز

یه ملاقاتی واسم یه بار به زندون نمی یاد

نمیگه کسی واسه مَرمَتِش فکری کنیم

هیچ کسی سراغ این کلبه ویرون نمیاد

زندگی بازی شطرنج و منم منتظرم

طرف مقابلم ولی به میدون نمی یاد

گاهی وقتا این قدر آبُ هوام ابری میشه

که قد اشکای من از دو تا دریا نمی یاد

گاهی با خودم میگم شاید بخواهد ذوق بکنم

اما معلومه نخواد بیاد که پنهون نمی یاد

اون که برای دیدنِش ستاره میشمارم

اهل نازه پس با یه خواهش آسون نمی یاد

توی نامه آخری کلی بهونه اُورده بود

مثلأ چون تشنه ان یاس های گلدون

نمیاد

لا اقل کاش راستشو برای من نوشته بود

کاش واسم نوشته بود

به خاطر اون نمیاد

لا اقل کاش راستشو برای من نوشته بود

کاش واسم نوشته بود

                                            به خاطر اون نمیاد

نویسنده : دوستم رسول ( Rasool_mashang2006)

یا حق

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

رقص تو کره ماه !!!! وا . با چه موزیکی؟

رقص تو کره ماه!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  | 

بهترین موجود دنیا : مادر

بدترین موجود دنیاخیانتکار

پست ترین موجود دنیا : مواد مخدر

بهترین دوست دنیا: دشمن

قویترین انسان دنیا : کسی که جلوی نفسٍشو بگیره

ضعیف ترین موجود دنیا : ضعیف کش

زیباترین موجود دنیا : کسی که مدام روحش بخنده

خطرناکترین موجود دنیا : دوست ابله

بدبخت ترین موجود دنیا : پول پرست

پاکترین موجود دنیا : نوزاد

خوشبخت ترین موجود دنیا : کسی که نیمه گمشدش کنارشه

لذت بخش ترین احساس دنیا : عشق پاک

 بزرگترین گناه دنیا : نترسیدن از گناه

و بی نیاز ترین انسان دنیا : مسلمان وااااااااااااااااقعی .

خدایا دعا میکنم ایندفعه نظر بدن.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حشمت  |